77مكاتبه مىكردند خود نيز، به حج گزاردن راغب بودند. بدين ترتيب، هرمز، يكى از راههاى مهم حج در آن دوره شد. 1
با ظهور تيموريان و انتقال مركز حكومت از تبريز به سمرقند، از اهميت بازرگانى اين شهر كاسته شد. رفت و آمد بازرگانى داخلى فلات ايران از جنوب مستقيماً به تبريز نمىرسيد، بلكه از چندين راه فرعى، نظير سلطانيه و قزوين بدانجا مىپيوست؛ 2 يعنى همان تغييرى كه در راه حج نيز ايجاد شد.
تيمور به تجارت بسيار بها مىداد و معتقد بود كه «دنيا به بازرگانان، آبادان است». 3 وى در تأمين امنيت راه تجار مىكوشيد و در اولين نامه خود به «ملك الظاهر برقوق»، خواستار برقرارى روابط دوستانه براى تأمين امنيت تجار و حجاج شد. 4
مماليك چون بر راه حج و در نتيجه راه تجارتى تسلط داشتند، از اين موقعيت براى تحت فشار گذاشتن ديگر حكومتها و اعمال نفوذ و كسب هر چه بيشتر درآمد استفاده مىكردند؛ مصر در دوره مورد بحث، از لحاظ اقتصادى، وضعيت آشفتهاى داشت. «ملك اشرف برسباى» (834 -841 ه.ق) براى بهبود اين اوضاع، با دادن رشوه به قضات اربعه در قاهره، براى ماليات گمركى از بازرگانان و حاجيان، در بندر جده مجوز گرفت. قضات كه مىترسيدند از مناصبشان عزل شوند، فتوا دادند كه از هر مالى بايد ماليات گمركى گرفته شود و فرقى هم بين تاجرانى كه از شام و عراق مىآيند با تاجران اسكندريه، مصر، دمشق و سرزمينهاى ديگر نيست. اين قضيه شاهرخ تيمورى را به شدت عصبانى كرد. او چندين بار ملك اشرف را تهديد، و از كار وى انتقاد كرد. 5 شاهرخ پيش از اين نيز در نامهاى از ملك ناصر خواسته بود به شكايات تجار و حجاج ايرانى كه اموالشان غارت