47
مقدمه
همواره در تاريخ اسلام، سياست و حكومت، از عرصههاى مهم مرتبط با حج بوده است. حكومتهاى مسلمان مىكوشيدند با توجه به امور حج، از يكسو به تكليف خويش عمل كنند و از سوى ديگر، بر مشروعيت خود بيفزايند. تدارك مقدماتى چون امنيت راهها تعيين اميرالحاج، بخشى از فعاليت و دخالت آنها در امر حج بوده است. افزون بر اين، در رقابتهاى حكومتى، گاه حج به موضوعى حساس و تعيينكننده تبديل مىشد. حتى درون حكومتها نيز حج، به گريزگاهى مشروع براى بزرگان تبديل شده بود. بنا بر اين دلايل، در بررسى هر برهه از تاريخ حج، بايد ابتدا به ارتباط آن با حوزه سياسى پرداخت. از اين رو در اين فصل، به اين موضوع در دوره مورد بحث، مىپردازيم.
اوضاع سياسى ايران از سقوط ايلخانان تا تيموريان
عصر فترت (حكومتهاى محلى)
پس از مرگ سلطان ابوسعيد، در سال 736 ه.ق، دوره جديدى در تاريخ ايران آغاز شد كه از مهمترين ويژگىهاى آن، فقدان حكومت متمركز و نيرومند بود. ممالك ايلخانى، با شورش امراى بزرگ، تجزيه شد و در بيستسالى كه بين مرگ ابوسعيد و نابود شدن آخرين فرمانرواى ايلخانى فاصله افتاد، چند سلسله در نقاط مختلف ايران