225او حركت داده كمال مبالغه در توقف و تأخير به ظهور رسيد بر قصد مبالغه در ترك و اعراض آستين استغنا برافشاند و به حكم (وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقٰامِ إِبْرٰاهِيمَ مُصَلًّى) 1 بر طريق ستوده ابراهيم ادهمى دست التفات از ذخارف دنيا بداشت و مثل بلند همتان پاى انصراف بر تخت شهريارى زد، هر آينه آن را كه دست عنايت ازلى به جاذبه قبول به جانب خود كشد، از بعد مسافت چه باك و آن را كه داعى مرحمت بخشاينده بىمنت به خانه مطلوب دعوت كند از خوف راه چه انديشه، شك نيست كه خلعت افتخار برادر فضيلت مدار نامدار هداهُ اللهُ سواءَ الطريق مهما امكَن بِطرازِ اكرام و اعزاز از اين جانب مطرز و معزز است و جريان ثيت و تمامى سريرت به مجارى احوال سفر و حضر او متعلق و متوجه و مقارن اين حال برقرار از ميامن محاسن اتفاقات و مقتضيات صدق و مودت و مضافات كثرت و مملكت وسيع را وحدت جمعى و توحّد معنوى حاصل گشته هر آينه به هنگام مقاربت آن حدود طريق مراقبت ذاتالبين كه مقتضاى اتحاد خصوصيت طرفين است مسلوك خواهند داشت. چنان كه سالكان راه يقين به ميامن تأييد و مساعدت ايشان به مدارج مقصد اقصى رسند و استماع اخبار خجسته آثار وسيله مزيد اعتقاد و مصادقت گردد.
لله عَقدُ ولاءٍ لَاانفِصامَ لهُ
زيادت اطناب نمىرود، والسلام على من اتبع الهدى». 2
صورت نشان كه از ديوان همايون به استمالت حجاج خراسان فرستاده شد
سادات و قضات و علما و فضلا و مشايخ طريقت و سالكان مسالك حقيقت و جمهور اهل اسلام و كافه خواص و عوام ممالك خراسان و استرآباد و مازندران -اصلح الله احوالهم - بدانند كه تا فرمانفرماى (فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ) 3 بارگاه كعبه اشتباه