192در نگارگرى سبك آغازين دوره تيمورى، دو گلچين در سال 813 ه.ق براى اسكندرميرزا اجرا شد؛ در يكى از آنها منظره تالار هفتپيكر، با فضاى كعبه، همراه با چادرهاى باروح حاجيان در بيرون ديوارهاى كعبه است و در كتاب كوچكتر براى منظره عمومى، شهر مكه و كعبه به كار رفته است. گرچه به اعتقاد پژوهشگران، اين عمل بر هماهنگى و وحدت كتاب، از حيث متن و تذهيب لطمه زده است. 1 زيباترين خطها نيز براى كتابهاى اهدايى به كعبه بهكار مىرفت. در مكه كتب نفيس، با خطهاى زيباى فارسى، همچون كتابى با دستخط اسكندرميرزا، شاهزاده تيمورى، يافت مىشد. 2
حج در متون ادبى
حج در ادبيات پارسى جايگاه ويژهاى دارد. شاعران و اديبان به بيان اهميت و ارزشهاى حج و اعمال و مناسك آن در قالب حكايتها و داستانهاى شيرين يا تركيببند و غزل و قصيدههاى زيبا پرداختهاند. اعتقادات و تصورات باطل و عاميانه بخشى از مردم و داستانهايى كه حجاج از جن و ديوهاى بيابانهاى مكه نقل مىكردند را مىتوان به صورت لطائف و حكايات شيرين، در متون ادبى اين دوره ديد كه در هيچ كتاب تاريخى ثبت نشده است.
در كتاب لطايف الطوايف صفى و آثار عبيد زاكانى، دو طنزپرداز اجتماعى اين دوره، لطايف زيادى درباره حج يافت مىشود؛ براى مثال هر دو، اين لطيفه را آوردهاند:
شيرازى و شيروانى هر دو منعم و قزوينى مفلس به حج رفتند. چون به مكه رسيدند، شيرازى گفت من بهشكرانه اين سعادت، مبارك را آزاد كردم. شيروانى گفت من بهشكرانه اين دولت، گلشكر را آزاد كردم. قزوينى گفت مرا درمخريدهاى نيست