125است 1 و يزدى، ديگر مورخ او، تيمور را غازى اسلام و لشكركشىهايش را جهاد ناميده است. 2
در مجموع، روشهاى مذهبى تيمور كه تركيبى بود از عناصر شمنى تركى - مغولى، ريشه در سنت صوفيانه داشت و وفادارى دينى او در پيوند با فرقه صوفى نقشبنديه بود كه قدرت و نفوذ آنها، پيش از عهد تيمور، در ماورءالنهر تثبيت شده بود. 3 جانشينان تيمور نيز در تبيين مشروعيت حكومت خويش، به شريعت اسلام بسيار توجه مىكردند. اگرچه آنان ميراث تركى- مغولى خود را بهطور كامل رها نكردند، اما بيش از آن، داعيه مسلمانى داشتند و خود را در شمار حافظان شريعت نبوى مىدانستند.
شاهرخ، فرزند تيمور، تمايلات تبليغگرايانه پدر را نداشت. اما گرايش مذهبى جدى او، آوازه يك فرمانروا را براى وى به ارمغان آورد كه خود را وقف دين كرده و اداره حكومت را به كارگزاران و اطرافيانش وانهاده است. 4 بنابه گفته مورخان، او از ديندارترين سلاطين تيمورى بود؛ بهگونهاىكه نمازش را ترك نمىكرد، روزهاى اول ماه را روزه مىگرفت و به سلطانى عادل و صلحطلب معروف بود. 5 وى مجالسى ترتيب مىداد تا حافظان و قاريان قرآن در حضورش ختم قرآن كنند؛ براى مثال، پيش از جنگ با قرايوسف تركمان، از حافظان خواست دوازده هزار بار سوره فتح را قرائت كنند. 6 وى همچنين پيش از شروع جنگ، سجاده مىانداخت و به مناجات و دعا مشغول مىشد. 7
در مورد ديندارى شاهرخ در منابع آمده است كه امر به معروف و نهى از منكر را