200جهانديده و دنياگشتهاى است؛ اما چه فايده كه اين حرفها به كار نمىخورد و اگر بر همّ و غم و كسالت نيفزايد، كم نمىكند، و آن صحبت مقصودى كه صحبت آل محمد: و اولياى ايشان و علوم و اخبار ايشان باشد در اين راه، در اين مدت از احدى نشنيديم و نديدم كسى را كه طالب شنيدنش باشد. بسيار بسيار به اين واسطه ملولم. «اللّهم نجّنا من الهمّ والغمّ الذى نحن فيه و ارزقنا صحبة الاخيار و جنبّنا عن مصاحبة الاشرار» .
روز سهشنبه، چهارم در همانجا مشرّف بوديم. صبح را بعد از غسل مشرّف شديم. عصر را هم خيال داريم اگر خدا بخواهد در راهى كه مشرف مىشويم كه راه بازار است، قبر مرحوم سيد رضى و مرحوم سيد مرتضى - عليهما الرحمه - مىباشد، آنها را زيارت مىكنيم و فاتحه مىخوانيم. در خانه خودشان دفن هستند. قبر مرحوم سيد مرتضى در راستاى بازار است و قبر مرحوم سيد رضى از راستا، وقت رفتن به حرم محترم، به دست چپ، چند قدمى مىگردد. از قبر سيد مرتضى كه مىگذرى، مىرسى به قبرى ديگر. مىگويند قبر ملاحسين كاشفى است كه با عامه عداوت زيادت داشته و رد بر آنها مىكرده 1، و آنها با او عداوت زياد دارند، و قبرش از آنها پنهان است. به اسم ديگرى خوانده مىشود و بالاى سر بقعه او اسم ديگرى نوشته شده است!
عصرى حاجى ميرزا رفيع نائينى آمدند. يك ليره از من طلبكار بودند. در مدينه طيبه قرض داده بودند؛ به ايشان الحمدلله رد كردم. خدا كند از بركت حضرت كاظم (عليه السلام) خودمان معطل نشويم. عجالتاً كه وجهى كه به عجم برسيم نداريم، «والحكم لله والامر اليه ولاحول ولاقوة الا به» .
روز چهارشنبه، پنجم [ربيعالثانى] نيز در آن ارض مقدسه مشرف بوديم. روز بسيار گرمى بود و بهخصوص منزل ما گويا گرمتر از جاهاى ديگر. نصيب ما در اين سفر در اين جاهاى گرم، بيشتر منازل گرم بود. خدا باقى منازل را به خير بگذراند. خوشوقتى من در اين سفر همان وقتى بود كه در يكى از اين حرمهاى محترم مشرف بودم، و عرض عرايض خود را خدمت آقايان خود مىكردم. مابقى اوقات را برازخ عظيمهاى طى مىكردم. «ختم الله عاقبة أمرنا بالخير والسعادة والسلامة» .
روز پنجشنبه، ششم نيز مشرف بوديم. على الصباح، على الرسم، به حرم محترم مشرف شديم. بعد از بيرون آمدن در همان صحن مقدس رفتم منزل ملا غلامحسين شيرازى الاصل