185سر آفتاب بعد از صرف چاى، دو الاغ كرايه كرديم؛ يكى به دو قمرى و ديگرى به يك قمرى و نيم، و به اتفاق مشهدى حسين طهرانى و مادرش رفتيم به زيارت جناب حر - رضوان الله عليه - بسيار راه باصفايى است. يك فرسخ راه است و از طرف راست و چپ راه همهاش باغ است و از كنار نهر حسينيه مىروند. باغها حاصل زمينىاش بادنجان و خيار بود و درختانش بيشتر نخل خرما و انار بود و درخت توت و موز هم بسيارش داشت.
تخميناً سه [ساعت] از روز برآمده آمديم به شهر. رفتيم قهوهخانه يك پياله چاى خورديم و يك قليانى كشيديم و چون بسيار هوا گرم شده بود و كسالت عارض بود، رفتيم به منزل. احتمال مىرود كه امروز عصر مشرف شويم به نجف. دو الاغ كرايه كرديم براى رفتن؛ هر الاغى به سههزار، و اگر امروز نرفتيم اميد است كه انشاءالله فردا عصر مشرف شويم. عجالتاً خيال حرم محترم را دارم، اگر خدا بخواهد.
در راه نجف
روز شنبه، دهم در كربلا بوديم. على الصباح غسل كرده و مشرف شده، و زيارت جامعه را خوانده، بعد مراجعت به منزل نموده، صرف ناهارى كرده، خوابيديم. بعد از نماز ظهر و عصر جناب آقا ميرزا على تشريف آوردند. خدمت ايشان مستفيض شديم. بسيار رفيق خوبى است. عصر، سه [ساعت] به غروب مانده، روانه نجف اشرف شديم. دو الاغ كرايه كرديم؛ هر الاغى به سههزار و از همان راهى كه از جبل وارد شده بوديم، مراجعت