76برهد، در واقع او از شفاعت نادرست و ظالمانه بهره گرفته و شفاعت به نفع او نيز عين ظلم است. 1 بىشك چنين شفاعتى كه اساساً بر مبناى رابطه انجام مىشود در آخرت وجود ندارد. بسيارى از خردهها و اعتراضاتى كه مخالفين درباره موضوع شفاعت مطرح كردهاند، در واقع متوجه اين معناى ناصحيح است و تعاليم دينى به ويژه قرآن كريم بيش و پيش از همه مخالفان با چنين تفسيرى از شفاعت مقابله مىنمايد.
در مقابل چنين تصويرى مىتوان صورت ديگرى از شفاعت را مطرح نمود كه نه تنها صحيح و عادلانه است بلكه هيچ مغايرتى هم با قانون و اراده قانونگذار ندارد و تحقق آن نيز به معنى نقض و تبعيض در قانون به شمار نمىآيد. اين نوع شفاعت با قسم قبل هيچ گونه شباهتى نداشته و لذا هيچ يك از ايرادها و اشكالات مخالفين بر آن وارد نيست. از نظر استاد مطهرى اين شفاعت اگر از نوع شفاعت رهبرى (يا شفاعت عمل) باشد موجب نجات از عذاب و نيل به حسنات و ترفيع درجات است و در صورتى كه شفاعت تفضلى (يا مغفرت) باشد موجب رفع عذاب و بخشش گناهان خواهد بود. 2
يك - شفاعت رهبرى
بنا بر تعاليم دينى، آخرت باطن دنياست و همه اعمال انسان در دنيا، به نحوى در آخرت تجلى مىكند. با تأمل در برخى از آيات مىتوان دريافت كه حتى روابط ميان انسانها نيز در عالم آخرت ظهورى خواهند داشت. آيه يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنٰاسٍ بِإِمٰامِهِمْ (اسراء: 71) به همين معنا اشاره دارد. در اين آيه مراد از امام هر طائفه، شخص يا اشخاصى است كه مردم به آنها اقتدا مىكرده و به پيروى از آنها در راه حق يا باطل قدم گذاشتهاند. هنگامى كه كسى در دنيا سبب