53«طاعة الله» قرار دارند، اسباب تحصيل و بهرهمندى از فيوضات الهى هستند لذا در بعضى روايات در مورد آنها نيز صفت شفيع به كار رفته و شفاعت به آنها نسبت داده شده است، و يا از آن جهت كه اينگونه اعمال نيك از شرايط تحصيل سنخيّت و تناسب با شفيعان واقعى در روز رستاخيز است، در مورد آنها نيز صفت شفيع به كار رفته و شفاعت به آنها نيز نسبت داده شده است. 1
معناى سوم: در بعضى روايات يك نوع شفاعت عام و همگانى به پيامبر اسلام (ص) نسبت داده شده است و مفاد اينگونه روايات اين است كه هيچكس در قيامت از آن بىنياز نيست. امام صادق (ع) مىفرمايد:
وَ ما مِنْ احَدٍ الاّ يَحْتاجُ الى شَفاعَةِ مُحمّدٍ (ص) يَوْمَئِذٍ ... . 2
در روز رستاخيز كسى نيست جز اينكه به شفاعت حضرت محمد (ص) نيازمند است.
در توجيه و تحليل اين معنا از شفاعت به دو بيان مىتوان سخن گفت:
بيان اول: ممكن است بگوييم منظور از اين روايات اين است كه شفاعت هر شفيعى در روز قيامت اگر بخواهد مقبول درگاه خداوند قرار گيرد بايستى در طول شفاعت پيامبر اسلام (ص) باشد و با اذن و اجازه حضرتش صورت پذيرد. مؤيد اين بيان روايات متعددى است كه مىگويند در روز محشر همه انبياى اولوالعزم الهى عليهم السلام رسول اكرم (ص) را به عنوان شفيع به اهل محشر معرفى مىكنند. 3
با توجه به بيان مذكور:
اولاً - دو گروهى كه مشمول شفاعت به معناى اول نبودند مشمول شفاعت به اين معنا نيز نخواهند بود؛ يعنى گروهى كه خود به قدر كافى داراى عمل