54شايستهاند و همچنين افرادى كه گناهكارند و با اهل سعادت و اهل شفاعت سنخيّت و تناسب لازم را ندارند.
ثانياً - اين روايات هرگز شفاعت از سوى ديگران را نفى نمىكند. چرا كه در روايات فراوان ديگرى به گروهها و اشخاص ديگر نيز شفاعت نسبت داده شده است، بلكه مفاد اين روايات اين خواهد بود كه ديگران نمىتوانند بدون درخواست رسول اكرم (ص) مستقلاً شفاعت كنند. 1 نه اينكه به هيچ وجه حق شفاعت نداشته باشند.
بيان دوم: ممكن است گفته شود كه منظور از اين نوع شفاعت يك معناى خاص و يك فيض عام و همگانى ويژه است كه شامل حال همه اهل محشر خواهد شد و البته خود خداوند، نبى اكرم (ص) را كه عظيمترين مظهر صفات الهى و كاملترين مجلاى تجلّى نور خداوندى در عالم هستى است به عنوان مجراى اين فيض عظماى خويش برگزيده است تا از اين طريق همگان (اعم از گنهكار و بىگناه) از آن بهرهمند گردند و در نتيجه، درجات عاليه اهل سعادت عالىتر گردد، و عذاب و سختى و رنج گنهكاران و دوزخيان، تخفيف يابد. 2
اكنون پس از توضيح معانى سهگانه شفاعت يادآور مىشويم كه شفاعت مورد بحث ما شفاعت به معناى اول بوده و همين است كه كم و بيش مورد اتفاق واقع شده است. لذا در پاسخ شبهاتى كه ذيلاً طرح مىشود به اين نكته توجه شده است.
شبهات
با آنكه مسئله شفاعت بر اساس آيات و روايات متعدد از اصول مسلّم و قطعى اسلام به شمار مىرود، معالوصف عدهاى - حتى بعضى از مفسر نمايان