522. شفاعت بعضى اعمال؛
3. شفاعت پيامبر كه همه بدان محتاجند.
اينك بجاست كه پس از توضيح هر يك از معانى، ببينيم كدام يك از اين معانى سهگانه، مورد بحث ماست تا از اين طريق زمينه براى پاسخگويى به بعضى از شبهات ديگرى كه در زمينه شفاعت مطرح گرديده فراهم شود.
معناى اول: گفتيم كه بر اساس آيات و روايات، گروههاى خاصى، كه خداوند به شفاعت از سوى آنان رضايت مىدهد، در قيامت - براى آنها كه به قدر كافى از اعمال نيك و شايسته برخوردار نيستند تا بتوانند از عذاب الهى رها گردند ولى تا حدودى سنخيّت و تناسب با سعادتمندان را دارا هستند - در نزد خداوند شفاعت كرده و آنها را از عذاب دوزخ مىرهانند. روشن است كه شفاعت به اين معنا، عام و همگانى نيست و شامل دو دسته نمىشود: يكى آنها كه خود به قدر كافى برخوردار از اعمال نيك و شايستهاند و راه، براى ورود در بهشت و نجات از آتش، خود به خود برايشان گشوده است؛ و دسته ديگر آنها كه گنهكارند اما داراى شرايط و ويژگىهايى كه براى شفاعتشوندگان ذكر كرديم نيستند و سنخيّتى بين آنها و شفاعتكنندگان و سعادتمندان وجود ندارد. 1
معناى دوم : در بعضى از روايات، شفاعت به اعمال خاصى نسبت داده شده است، مانند «رحم و امانتدارى»، «طاعة الله»، «توبه» و...، يا به چيزهايى مثل «قرآن». 2
با توجه به معناى عام شفاعت - يعنى واسطه و سبب براى بهرهگيرى از فيض الهى - شايد بتوان گفت: از آنجا كه كليّه اعمال نيك كه تحت عنوان