201تناسب سياق با شفاعت تكوينى بيشتر است. 1 با توجه به آياتى كه شفاعت به اذن الهى را براى غير خدا اثبات مىكنند، اين آيه شريفه بر نفى شفاعت و وساطت مستقل غير خدا در هستى حمل مىشود.
آيه سوم
اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ لَهُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مٰا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مٰا خَلْفَهُمْ وَ لاٰ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاّٰ بِمٰا شٰاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لاٰ يَؤُدُهُ حِفْظُهُمٰا وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ (بقره: 255)
عبارت مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ در آيه مزبور با توجه به سياق آيه شريفه بر شفاعت تكوينى دلالت مىكند؛ زيرا آيه مزبور پس از بيان انحصار حيات و قيوميت در خداى متعال 2 مىفرمايد: لَهُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ . در اينجا اين سؤال مطرح مىگردد كه اگر قيام همه موجودات به خداى سبحان است و همه چيز از آن خداست و در نتيجه، ذات و اوصاف موجودات و نيز آثار آنها قائم به حق - سبحانه و تعالى - است، پس اسباب و علل طبيعى چهكارهاند؟ جمله بعدى آيه، يعنى مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ در حقيقت، پاسخ به اين سؤال است؛ چراكه اسباب و علل به اذن الهى عمل مىكنند و تصرف آنها در هستى با اذن خداوند به منظور وساطتشان در مورد مسبباتشان است و حقيقت شفاعت كه وساطت در رساندن خير و دفع شر است بر اسباب و علل طبيعى نيز منطبق است و چون اين