200سياق آيه شريفه نشان مىدهد مراد از شفاعت، در عبارت مٰا مِنْ شَفِيعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ شفاعت در تكوين باشد؛ چراكه پيش از آن تدبير آسمانها و زمين مطرح شده است. خداى متعال با عبارت يُدَبِّرُ الْأَمْرَ اين حقيقت را بيان مىكند كه تدبير عالم به دست خداست و خداوند بدون كمك گرفتن از كسى آن را تدبير مىكند و در ادامه نقش وسائط در تدبير را بيان مىكند كه وساطت آنها به اذن خداست و خداوند آنها را واسطه قرار داده است و اين منافاتى با ربوبيت خداى متعال ندارد. بنابراين، ربوبيت استقلالى از آن خداست و هيچكس مستقلاً تأثيرى در عالم وجود ندارد و حقيقت توحيد در تدبير همين است و در عين حال، اسباب تكوينى به اذن خداى متعال در هستى نقش وساطت در ايصال فيض خداوند را ايفا مىكنند و به تسبيب الهى ايفاى نقش مىنمايند. 1
آيه دوم
اَللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَيْنَهُمٰا فِي سِتَّةِ أَيّٰامٍ ثُمَّ اسْتَوىٰ عَلَى الْعَرْشِ مٰا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاٰ شَفِيعٍ أَ فَلاٰ تَتَذَكَّرُونَ (سجده: 4)
خداست آنكه آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست در شش روز (دوره) بيافريد، سپس بر عرش - مقام فرمانروايى بر جهان آفرينش - برآمد، شما را جز او هيچ سرپرست و كارسازى و هيچ شفيعى نيست. آيا ياد نمىكنيد و پند نمىگيريد؟
همانگونه كه در آيه پيشين توضيح داديم، مراد از «استوى بر عرش»، تدبير عالم هستى است و عبارت بعدى در مقام نفى قيام هستى به غير خدا و شفاعت غير خدا در تدبير آن است. روشن است كه در اين آيه شريفه مراد از شفاعت، شفاعت تكوينى و يا اعم از شفاعت تكوينى و تشريعى است، گو اينكه