193
شَفِيعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ مىنويسد: اين عبارت مثبتِ شفاعت براى كسى است كه به وى اذن داده شده است. 1
اثبات شفاعت با آيات نافى فايده شفاعت
لسان برخى از آيات مربوط به شفاعت، نفى فايده شفاعت است. اين آيات خود سه دسته هستند:
الف. آيات نافى فايده شفاعت به صورت مطلق؛ مانند آيه وَ اتَّقُوا يَوْماً لاٰ تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لاٰ يُقْبَلُ مِنْهٰا عَدْلٌ وَ لاٰ تَنْفَعُهٰا شَفٰاعَةٌ (بقره: 123) اين آيات هرچند ظاهرشان مطلق است، ولى به منظور جمع با آيات مثبت سودمندى شفاعت در حق مؤمنانِ گناهكار بر عدم سودبخشى شفاعت از غير مؤمنان حمل مىشود.
ب. آيات نفىكنندۀ نفع شفاعت همراه با استثنا؛ مانند آيه يَوْمَئِذٍ لاٰ تَنْفَعُ الشَّفٰاعَةُ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً (طه: 109)پيشتر گفتيم كه اين آيات اثباتكننده شفاعت به اذن خداوند مىباشند و بر اساس اين دسته آيات، شفاعت كسانى خاص براى برخى از انسانها در روز قيامت ثمربخش خواهد بود.
ج. آيات نفىكننده نفع شفاعت از كافران. خداوند پس از تصوير گفتوگوى بهشتيان و كافران گرفتار در آتش، مىفرمايد: فَمٰا تَنْفَعُهُمْ شَفٰاعَةُ الشّٰافِعِينَ (مدثر: 48) و شفاعت شفاعتكنندگان آنها (كافران) را سود نخواهد بخشيد! آيه مذكور منفعت شفاعت را از گروه خاصى از مجرمان ( \ مجرمان كافر) نفى مىكند نه از همه آنان، و از مفهوم كلام به دست مىآيد كه شفاعت براى گروهى ديگر از مجرمان سودبخش خواهد بود. اين بخش از آيات در حقيقت قرينه براى جمع بين آيات دسته اول و دسته دوم است؛ به اين صورت كه آيات نافى مطلق را براى آنكه با آيات مثبت متنافى نباشد بر نفى نفع شفاعت از كافران حمل مىكنيم.