166اما ابن تيميه، به دليل عدم تسلط فلسفه و عرفان، قرآن را با قرآن، سنت و اقوال صحابه و تابعين تفسير مىكند. گرايش تفسيرى ابن تيميه بنا بر عقيده طرفدارانش هدايتى و ارشادى است.
4. تفاوت در مبانى و روشهاى تفسيرى
مبنا و روش تفسير عبارت از مستند يا مستنداتى است كه مفسر بر اساس آن كلامى را كه خود ساخته و پرداخته است، به عنوان تفسير كلام خدا و معنا و مقصود آيات الهى قلمداد مىكند و تنها راه دستيابى كامل به مقاصد قرآن را منحصراً همان مستند يا مستندات مىشمارد و ديگر مبانى و روشها را تخطئه مىكند و آنها را براى رسيدن به همه مفاهيم و مقاصد قرآن كافى نمىداند.
عمدهترين مبانى و روشهاى تفسير را مىتوان تحت عناوين زير خلاصه كرد:
1. مبنا و روش تفسير نقلى. 2. تفسير به رأى. 3. مبنا و روش تفسير اجتهادى يا عقلى. 4. مبنا و روش تفسير اشارى. 5. مبنا و روش تفسير رمزى. 6. مبنا و روش تفسير قرآن به قرآن. 7. مبنا و روش تفسير جامع بر اساس كتاب، سنت، اجماع و عقل. 1
يكى از مبانى تفسير نقلى، ناتوانى عقل از تفسير قرآن است كه مورد قبول ابن تيميه است. بنابراين، مىتوان گفت او داراى مبنا و روش تفسير نقلى است. اما نكته مهمى كه در مورد ابن تيميه وجود دارد اين است كه او به جاى اينكه كل آيات قرآن را بررسى كند و از مجموع آنها به عمق تعليمات اسلام پى ببرد، تنها به مطالعه چند آيه بسنده مىكند و بعد حكم كفر و شرك اكثر مسلمانان جهان را صادر مىكند. هنگامى هم كه با حقايق تاريخى مخالف با