167عقيده و مذهبش برخورد مىكند، آن را بهطور كلى منكر مىشود، بدون آنكه توجهى به مسلّم بودن آن داشته باشد. به عنوان نمونه، وى چون مخالف دعا كردن رو به قبر رسولخدا (ص) است، درصدد برآمده تا قصهاى را كه در مورد مالك بن انس و منصور عباسى بيان نشده انكار نمايد. وى درباره اين قصه مىگويد:
اين قصهاى است ناشناخته، كه احدى آن را نقل نكرده و به دروغ به امام مالك نسبت داده شده است. 1
ابن تيميه بارها ادعا مىكند كه هيچ يك از صحابه بعد از فوت نبى از او استغاثه و طلب حاجت و شفاعت نكردهاند، در حالى كه در كتب معتبر خود اهل سنت اين موارد بسيار ديده مىشود. او به رواياتى كه مخالف عقايد اوست نسبت جعل مىدهد، بدون اينكه سند آنها را بررسى كند.
او به احاديث احمد بن حنبل در كتاب المسند بسيار احتجاج مىكند، ولى هنگامى كه مشاهده مىكند شيعه اماميه به برخى از احاديث آن احتجاج كرده مىگويد: «گاهى امام محمد و اسحاق و ديگران احاديثى را نقل مىكنند كه نزد خودشان ضعيف است». 2 و نيز مىگويد: «مجرد روايات احمد موجب نمىشود كه حديث صحيح و عمل به آن واجب باشد». 3
در نتيجه بايد گفت آنچه موافق با هواى نفس ابن تيميه است، حجت و آنچه مخالف با هواى نفس اوست، ضعيف و جعلى است. در حقيقت ابن تيميه در بسيارى از موارد به جاى تفسير نقلى، به تفسير به رأى و تحميل عقايد خود مىپردازد. شاخصههاى تحميل عبارتند از: 1. باور به يك مبنا و پافشارى بر آن.