161(يا سبب و مسببى) بايد سنخيت برقرار باشد. بنابراين، بين شفيع و شفاعتشونده (تناسب) سنخيت لازم است. از طرف ديگر: 1. نظام هستى، استوارترين نظام است. 2. قاعده امكان اشرف و مشكك بودن وجود، ترتيب نظام وجود را بيان مىكنند. 3. مسئله شفاعت نيز قاعدهاى مستثنا از اين نظام هستى نيست. از اين رو، نتيجه مىگيريم كه وجود واسطه در شفاعت امرى ضرورى است. البته نظام واسطهها بايد اينگونه باشد كه بهره هر واسطهاى نسبت به پايينتر از خود، از وجود و كمالات وجودى بيشتر باشد.
صدرالمتألهين در اين مورد به صورت مختصر و شيوا مىفرمايد:
اولين شرط فيض بردن از سوى خداوند وجود مناسبت است. سپس وجود واسطه كه پيامبر باشد. هر مناسبتى هم موجب استفاضه نخواهد شد، بلكه مناسبت مخصوص لازم است. اول بين پيامبر و ذات حق و سپس بين آن فردى كه استفاضه مىكند، بايد مناسبت خاص با واسطه كه حضرت پيامبر است وجود داشته باشد و از اينجاست كه فرمود: « من اطاعنى فقد أطاع الله و من أبغضنى فقد أبغض الله » و مناسبات معنوى عقلى مقتضى اين است كه جواهر معنوى مستعد استفاضه نور شوند و خلاصه اينكه شفاعت وساطت است و هر نوع وساطتى كافى نيست، بلكه مناسبت خاص لازم است. 1
مقايسه تطبيقى دو ديدگاه
1. تفاوت در روش بيان عقايد
در مباحث كلامى و دفاع از عقايد و باورهاى دينى، روش بحث كردن جايگاه خاصى دارد. وجود شيوههاى مختلف و به كارگيرى مبانى گوناگون در