162بحث و مناظره، جستوجوى شيوه صحيح در اين مسئله را ضرورى مىنمايد. سؤال اساسىاى كه در اينجا مطرح مىگردد اين است: معتبرترين روش در بحث از آموزههاى دينى و مباحث كلامى و فلسفى چيست؟ آيا استفاده از آيات قرآن و روايات پيامبر (ص) و اهل بيت عليهم السلام كافى است يا عقل نيز در كنار قرآن و روايات نقش بسزا ايفا مىكند؟ آيا روشهاى ديگرى نيز وجود دارد؟
حقيقت آن است كه فهم معارف قرآن كريم و به كارگيرى آموزههاى اسلام از مهمترين اهداف نزول اين كتاب آسمانى است. از اين رو، خود قرآن در شمارى از آياتش، همگان را به تدبر و تفكر دعوت كرده است. بنابراين، اعتماد بر تدبر عقل، توأم با تقيد به آيات و روايات، بهترين شيوه بحث از عقايد و آموزههاى دينى است.
ابن تيميه معتقد است كه براى فهم كتاب و سنت به قلب و فكر احتياج است و عقل هر چند كه داراى منزلت است، نبايد از حدود خود تجاوز كند. او احاديثى را كه در آن كلمه عقل به كار رفته، به ويژه اگر مقصود از آن عقل انسانى به عنوان جوهر مستقل قائم به نفس باشد، صادق نمىداند. 1 به عنوان مثال او مىگويد: فلاسفه حديثى را از نبى (ص) نقل مىكنند كه «اول ما خلق الله العقل»، در حالى كه اين حديث باطل است. 2
دو قاعدهاى كه از نظر ابن تيميه، در بحث بسيار مفيد است: تقديم نقل بر عقل و پرهيز از تأويل است. او معتقد است كه رابطه عقل با نقل، رابطه انسجام است، اما اصل، مقدم بودن نقل بر عقل است. زيرا در آنچه از معصوم صادر شده، خطا راه ندارد و مطابق با واقع خارجى است. اما عقل از نظر فضيلت حتى مساوى نقل نيست، چه رسد به اينكه مقدم بر نقل شود. 3