132بر اين اساس، با نگرش كلى به آيات قرآن كريم، دريافت مىشود كه نص آيات اين كتاب آسمانى مبتنى بر نفى شفاعت است و نه تأييد آن (21، ص318).
پاسخ شبهه: ملاصدرا در پاسخ به شبهه مذكور اظهار مىدارد كه در مقابل آيات نافى شفاعت، آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه بهطور قطع به اثبات شفاعت مىپردازند؛ از جمله اينكه خداوند در آيه 3 سوره يونس مىفرمايد: «هيچ شفاعتكنندهاى نيست، مگر پس از اجازه او». همچنين در آيه 28 سوره انبياء آمده است: «فرشتگان شفاعت نمىكنند، مگر كسانى را كه خداوند از آنان خشنود است». علاوه بر آيات مذكور، آيات فراوان ديگرى نيز وجود دارد كه به وقوع شفاعت اشاره دارند. 1
بنابراين در مقابل آياتى كه براى نفى شفاعت به آنها استناد شده است، آيات فراوان ديگرى نيز در قرآن وجود دارد كه به اثبات شفاعت مىپردازند. پس در نگاه ظاهرى، ميان اين دو دسته از آيات قرآنى، تعارض وجود دارد كه بايد حل گردد.
ملاصدرا در حل تعارض مزبور و رفع شبهه مطرحشده، به سراغ علل مؤثر در شفاعت رفته و ضمن تقسيم آن به خارجى يا اتفاقى و داخلى يا ذاتى، در تبيين آن مىگويد: علل خارجى يا علل اتفاقى عللى هستند كه جايگاه و كارايى و تأثيرشان صرفاً در عالم ماده است. اين علل زمينه تغيير در نفس را فراهم مىسازند و چهبسا موجب مىشوند كه فردى، به رغم عدم استحقاق، به منافعى دست يابد و يا ضررى از وى دفع گردد. در حالى كه علل ذاتى و داخلى، عللى هستند كه جايگاهشان در عالم آخرت است و به باطن و ذات انسان مربوط مىباشند. يعنى ايمان فرد به حقيقت پيامبرى و اعتراف به رسالت، موجب ايجاد