133هيأتى در نفس فرد مىشود كه به واسطه آن، مستحق تابش نور رحمت و نجات از عذاب آتش مىگردد.
آنچه در شفاعت مؤثر مىباشد عبارت است از صورت نبى كه در نفس كسى كه عارف به آن حضرت مىباشد، حاصل گرديده است و چيزى جداى از ذات مؤمن نيست؛ و اينچنين است امر در مورد ساير شفيعان و دوستان روز جزا (21، ص322).
بنابراين دامنه تأثير اين دو نوع علت (اتفاقى و ذاتى) متفاوت است. با توجه به اينكه دنيا دارِ تغيير و تحول و اكتساب است، چهبسا انسان با انجام اعمالى، زمينههاى تغيير در نفس خود را فراهم كرده و در نتيجه، نفس شقى با كسب اعمالى، سعيد شود و يا نفسى سعيد شقى گردد. بنابراين در اين دنيا علل اتفاقى و عرضى كارايى داشته و منجر به تغييراتى در نفس انسانى مىگردند؛ در حالى كه چون عالم آخرت عالم ثبات و دريافت نتيجه و ثمره اعمال دنيوى است، باب اكتساب مسدود بوده، امكان انجام اعمال جديد و تغيير در نفس وجود ندارد.
بنابراين در عالم آخرت، علل عرضى و اتفاقى كارايى نداشته و فقط علل ذاتى در امر شفاعت مطرح و مؤثر خواهند بود (24، ص248). پس مىتوان گفت كه اسباب عرضى و اتفاقى در قيامت مسلوب است و اسباب ذاتى و داخلى ثابت (21، ص323).
ملاصدرا با استناد به مبانى ذكر شده، به سراغ حل شبهه تعارض در آيات مربوط به شفاعت رفته و اثبات كرده است كه ميان آيات مربوط به شفاعت، هيچگونه تعارضى وجود ندارد. چون آياتى كه به نفى شفاعت مىپردازند، به تأثير علل اتفاقى در وقوع شفاعت در عالم آخرت نظر دارند كه اين علل در آن جهان كاملاً بىاثر خواهند بود. اما آياتى كه به اثبات شفاعت مىپردازند به تأثير