119مىگردند، ولى بدين نحو كه اين نور به صورت مستقيم بر جوهر نبوت افاضه شده و از آن نيز به كل ممكنات منتشر و منعكس مىگردد.
الف) دو نكته مهم در بهرهمندى از شفاعت
در بهرهمندى از ممكنات از نور الهى (شفاعت) دو امر مهم مطرح است: امر اول اين است كه ممكنات بايد مناسبت خاصى داشته باشند تا بتوانند شايستگى دريافت نور الهى را كسب نموده و مورد شفاعت واقع شوند. چون هر كسى با هر شرايطى لايق شفاعت نبوده، نمىتواند از آن بهرهمند گردد. همانطورى كه براى تابش نور حسى نيز بايد بين منير و واسطه و مستنير مناسبت وضعى خاصى برقرار باشد تا امكان تابش نور و انعكاس آن فراهم گردد؛ همانند تابش نور بر تشت آب و انعكاس آن بر قسمت معينى از ديوار كه مناسبت خاصى با آن دارد (21، ص345). بنابراين در بهرهمندى از شفاعت، مستفيض بايد داراى مناسبتهاى خاصى با حضرت الهى باشد تا بتواند از تابش نور الهى و شفاعت مستفيض گردد. هرگونه مناسبتى موجب استفاضه نخواهد بود؛ بنابراين نخست بين پيامبر (ص) و ذات حق تعالى و سپس بين پيامبر و ساير گيرندگان فيض، بايد مناسبت خاصى باشد (11، ص274).
ثانياً همه ممكنات به يك شيوه از اين نور بهرهمند نمىگردند. همانطور كه نور حسى خورشيد در روز، بهطور مستقيم و در شب، بهطور انعكاسى و از طريق ماه مىتابد، تابش فيض رحمت الهى هم بسته به قوابل ماهيات، گاهى به صورت مستقيم است و گاهى انعكاسى (21، ص343).
بنابراين براى استفاضه از فيض رحمت الهى، نسبت خاصى لازم است و متناسب با اين نسبت نيز شيوه بهرهمندى از اين نور متفاوت مىگردد. يعنى آنهايى كه توحيد و عرفان بر آنها مستولى گرديده است به سبب شدت نزديكى، بىنياز از