105درست آن به سرعت مرتفع مىشود. برخى از اساسىترين اشكالات در ادامه مورد بررسى قرار مىگيرد.
اشكال اول: اعتقاد به شفاعت مايه تجرى و جرأت يافتن مردم بر معاصى است.
در نگاه ابتدايى اين سخن معقول به نظر مىرسد،زيرا اگر خداى متعال و اولياى الهى به مردم وعده شفاعت دهند و رهبران دينى هم آن را براى مردم تبليغ نمايند، كاملاً طبيعى است كه مردم بر معصيت تجرى پيدا كنند و به هتك حرمت احكام الهى تشويق گردند. لذا گرچه ظاهر برخى از آيات و نصوص دينى مؤيد شفاعت است ولى براى آنكه مردم بر معصيت جرأت نيابند، اينگونه نصوص لازم است مورد تأويل قرار گيرند.
علامه طباطبايى در پاسخ به اين اشكال دو جواب مختلف ارائه كردهاند. 1
پاسخ نقضى: اگر اين ايراد بر موضوع شفاعت وارد باشد بايد عين همين اشكال بر همه آياتى كه در آنها به نحوى وعده آمرزش ملاحظه مىشود هم وارد شود. 2 بنابر برخى از اين آيات مغفرت الهى شامل تمامى گناهان منهاى شرك است و البته شرك و كفر و نفاق نيز در صورت توبه بخشوده مىشوند. مگر چنين آياتى انسانها را تشويق به گناهان صغيره يا كبيره مىكند؟ هر پاسخى كه در چنين مواردى داريد مىتواند درباره مسأله شفاعت نيز ارائه گردد.
پاسخ حلى: وعده شفاعت در صورتى مىتوانست به تجرى مردم در ارتكاب گناهان بينجامد كه در نصوص دينى هم نوع گناهان مورد شفاعت تعيين شده باشد و هم افرادى كه از شفاعت بهره مىبرند معين شود و هم آنكه انسان بداند