59درباره مسائل مربوط به زيارت قبور صحبت مىكنند. از مشتقات و هم خانوادههاى كلمه زيارت مىتوان به شكل ثلاثى مجرد آن در آيه (حَتّٰى زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ)؛ (تكاثر: 2) و نيز كاربرد «تزاور» به معناى متمايل شدن به شكل باب تفاعل در آيه (تَزٰاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ)؛ (كهف: 17) اشاره كرد.
از جمله دلايل جواز زيارت قبور به خصوص قبر شريف پيامبر (ص) كه شيعه و اهل تسنن روى آن اتفاق نظر دارند آيات قرآنى چندى است كه در خصوص زيارت قبور و مسائل مربوط به آن صحبت مىكنند، اين آيات را مىتوان به چند دسته تقسيم نمود:
الف: آياتى كه درباره جواز زيارت قبور صحبت مىكنند، كه از جمله آنها موارد زير است:
1. (مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهٰاجِراً إِلَى اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللّٰهِ)؛ (نساء: 100) براساس يكى از شأن نزولهايى كه براى اين آيه بيان شده 1 عبدالرحمن بن عوف مردم مكه را از آياتى كه درباره ايشان نازل مىشد باخبر مىكرد. در هنگام نزول آيات 97 و 98 سوره نساء، حبيب بن ضمرة ليثى پير سالخورده، به فرزندانش گفت: مرا به سوى پيغمبر (ص) حمل كنيد كه مستضعف و بيچاره نيستم و راه نيز مىدانم. پسرانش او [را] بر تختى گذاشته به سوى مدينه حركت كردند. هنگامى كه به تنعيم رسيدند، مشرف به مرگ شد، دست راست و چپش را بر هم زد و گفت: خدايا اين دست تو و اين دست پيغمبرت به هر آنچه دست پيغمبرت با تو بيعت كرده، بيعت مىكنم و ستوده و خوشنام