238 كلمه توحيد، اقامه نماز، اداى زكات، احياى امر به معروف و نهى از منكر و... چه رنجهايى كشيده است. 1
نكته درخور توجه ديگر درباره زيارتنامهها، ارزش ادبى و جنبه فصاحت و بلاغت الفاظ آن است. زيارتنامهها آميزهاى از دلكشى ساختار و دلافزايى مضمون مىباشند كه در آن، هم الفاظ، آهنگين و مسجع است و هم مضامين، ژرف و نغز و پرمغز. برخلاف تصور ابتدايى، پس از ژرفبينى و دقت، هريك از زيارتنامهها را پردهاى مىبينيم رنگارنگ از الفاظ فصيح و تعبيرات بديع، تشبيهات زيبا و استعارات جذاب و تصويرهاى ذوق پسند كه ارزش هنرى والايى دارد.
گاهى جملات مترادف است و لفظ بر معنا، افزون، ولى اين، مناسب حال و مقام است و شرط بلاغت؛ زيرا زائر بايد شناختى جامع و عميق از مزور تحصيل كند و اين جز با شرح يكانيكانِ فضائل و مناقب امام صورت نمىبندد. همچنين زائر مشتاق، با دوست سخن مىگويد و مىخواهد درد دل كند و شرح حال خود را بگويد و ضمن عرض ارادت، بيان حاجت كند و براى پيروزى در جهاد اكبر يارى طلبد و اين جز به تفصيل بيان نمىشود. افزونبراين، لذت گفتار و مؤانست با محبوب، چنين تكرار و اطنابى را مىطلبد، ولى چون نثر، فاخر و تعبيرها، گوناگون و معانى، دلپذير است، گويى در هر جملهاى مطلبى تازه بيان مىشود و هيچ ملالى دست نمىدهد.
ادعيه مأثوره و زيارتهاى رسيده از خاندان نبوت، شيوا و رسا، نغز و پرمغز، موزون و مسجع است، بهگونهاى كه آهنگ عبارات، بهويژه اگر بلند خوانده شود، ترنم خاصى ايجاد مىكند و نوايى خوش مىسازد. بنابراين، زيارت، سرودىست مذهبى و شعرىست آسمانى كه با مضامين عالىاش، خواننده را به معراجى روحانى مىبرد و