125براى استادم «محمد شبلى» معروف به «ابنست» عارف و شارح كتاب «العزيه» حادثهاى رخ داد. همه كتابهاى استادم را از خانهاش دزديدند و او پريشانحال شد. به بارگاه رأسالحسين عليه السلام رفت و با خواندن ابياتى، از آن امام كمك خواست. پس از زيارت و درنگى كوتاه در آنجا، به منزلش بازگشت. وقتى به خانه رسيد، همه كتابهايش بدون هيچ كم و كاستى سر جاى خود بودند. 1
«شبراوى شيخ عبدالله شافعى» متوفاى 1172ه.ق در كتاب «الاتحاف» بابى را به اين مشهد مقدس (رأسالحسين عليه السلام ) اختصاص داده و در آن، زيارتش و گوشهاى از كراماتش و اختصاصداشتن روز سه شنبه به زيارت را آورده و گفته است: «بركات در اين مرقد شريف ديده شده و نسيمهاى بهشتى آن براى زيارتكننده پنهان نيست و سراسر آن مملو از حقيقت است». 2
«ابوالخطاب بندحيه» در اينباره رساله عالى و مفيدى دارد. وى از «قاضى زكىالدين عبدالعظيم» درباره همين مسئله، استفتايى كرد كه پاسخش را چنين دريافت نمود: «اين مكان شريفى است و بركت آن براى همه معلوم است و اعتقاد در اينباره بسيار نيك و پسنديده است». 3
شبراوى مىافزايد:
چقدر سزاوار اين مشهد شريف است شعر زير:
جانم فداى مشهدى باد كه ميان اسرار آن و ديگران، پرده نبوت آويخته شده است.
و رواق عزتى كه در آن، شريفترين بقعهاى قرار دارد كه عقلها درباره