72سخنان مخالفان توسل و گفتارهاى گوناگون آنان در اين رابطه، فقط آشكارترين دليل و نشانه آشفتگى و فساد انديشههايشان است. آنان گاهى توسل را حرام و توسلجوينده به پيامبر يا يكى از اولياى الهى زنده يا مرده را نيز كافر دانستهاند. گاهى ادعا كردهاند كه توسل به پيامبر جايز، اما توسل جستن به يكى از اولياى الهى ممنوع است يا اينكه فقط توسل به زندهها را جايز دانستهاند.
اگر انديشههاى آنان دچار فساد نشده، تا زمانى كه ما معتقديم فاعل، خداى يگانه است و در اينكار شريكى ندارد، چه تفاوتى ميان اولياى الهى و پيامبر(ص)، يا چه تفاوتى ميان زنده و مرده بودن آنان وجود دارد؟ وقتى ما اعتقاد داريم كه خداى عزوجل متصرف در هستى است، ميان پيامبر و غير او چه تفاوتى است؟
ما باور داريم فرشتگان، پيامبران، اولياى الهى و ديگر مقربان، تنها وسيله و واسطههايىاند كه خداى متعال، خير يا شر را به دست آنان اجرا مىكند و آنها قدرت ايجاد يا تأثير مطلق ندارند. [چگونه است كه در جواز توسلجويى، ميان مرده و زنده، يا ميان پيامبر و ديگران تفاوت مىگذاريد؟] رسولخدا(ص) خود به اين نكته اشاره كرده و فرموده است: «اين خير و نيكى، انبارهايى هستند كه كليدهايى دارند. خوش به حال بندهاى كه خداوند، او را كليد خير و قفل (مانع) شر قرار دهد و واى بر بندهاى كه خداوند او را كليد شر و قفل (مانع) خير قرار دهد». 1