449 نمىاندازند، بايد به حال خويش گريه كنند.
در حقيقت يارىرسانى پيامبر(ص) به منزله واسطه شدن بين بنده و خداوند است. پس مستغاثبه واقعى، همان خداوند سبحان است. كمك و يارى رسانى در بُعد ايجاد و خلق نيز از جانب خداوند است. در نتيجه پيامبر(ص)، نيز مستغاث، و يارى رسيدن از پيامبر نيز از روى سبب و اكتساب است.
اين سخن با روايت ابوبكر تعارضى ندارد. در روايت آمده است كه ابوبكر مىگويد: «بهپا خيزيد تا از پيامبر(ص) يارى بطلبيم». اما رسولخدا(ص) فرمود: «از من درخواست كمك نمىشود، بلكه از خداوند عزوجل يارىخواهى مىشود».
در سند اين روايت نام عبداللهبن لهيعه به چشم مىخورد كه سخن درباره نقد او مشهور است. به فرض صحت روايت، بايد گفت چنين عباراتى در راستاى اين آيه قرآن است: وَ مٰا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ رَمىٰ 1؛ چنانكه آن حضرت فرمود: « مَا أنَا حَمَلتُكم وَلكنَّ اللهَ حَملَكم ». 2 شايد فرموده پيامبر(ص) بدين معنا باشد كه گرچه به من استغاثه مىشود، اما مستغاثبه حقيقى، خداوند است.
در سنت نبوى، موارد بسيارى به اين سياق آمده است تا حقيقت امر را به خداوند ارجاع دهد؛ براى مثال آن حضرت فرموده است: «هرگز، هيچيك از شما بهواسطه عملش وارد بهشت نخواهد شد»؛ حال آنكه در قرآن كريم مىفرمايد: اُدْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمٰا كُنْتُمْ