448 ديگر پيامبران و اولياى الهى، تفاوتى وجود ندارد. سبكى نيز همين ديدگاه را دارد؛ هرچند ابنعبدالسلام اين توسل را ممنوع دانسته است. البته مطلبى را كه برخى از وى نقل كردهاند اين است كه وى توسل به غيرپيامبر اسلام را ممنوع دانسته است؛ زيرا جواز توسل به اعمال كه عَرَض است، در حديث غار آمده، بنابراين توسل به انسانهاى فاضل و داراى مقام و منزلت، اولى مىباشد.
همچنين عمربن خطاب براى درخواست باران، به عباس متوسل شد و هيچ اعتراضى به اين كار نشده است. گويى حكمت توسل وى به عباس، بهجاى پيامبر و قبر آن حضرت، براى ابراز نهايت تواضع و نشان دادن والامقامى عموى پيامبر بوده است؛ زيرا توسل وى به عباس، در واقع توسل به پيامبر(ص) است.
تا آنجا كه مىگويد:
نبايد گفته شود لفظ توجه و استغاثه اين توهم را ايجاد مىكند كه «مستغاثبه»، بالاتر از «مستغاث» است؛ زيرا توجه، به معناى والامقامى است. ممكن است انسان به فرد صاحب مقامى متوسل شود تا به درگاه فردى والامقامتر راه يابد.
استغاثه نيز به معناى يارىخواهى و كمك است. انسان استغاثهكننده، از مستغاثبه مىخواهد كه از طريق ديگرى برايش كمك بگيرد؛ اگرچه آن ديگرى بالاتر از مستغاثبه است. بنابراين از نگاه مسلمانان، توجه و استغاثه به رسول خدا و ديگران، معنايى غير از اين ندارد. هيچكس در استغاثه و توجه، معنايى غير از اين مدنظر قرار نمىدهد. اما كسانى كه خرد خويش را به كار