266 عموم اصحاب رسول خدا، بنايشان در ناگوارىها بر صبر بود تا در پيشگاه خداوند به مقام بالايى برسند. همچنين شتاب در دعا را خلاف ادب و توكل مىدانستند. از سويى، شتاب در دعا با سيره پيامبران سازگارى نداشت و پيامبر(ص) نيز آنان را به شتاب نكردن در دعا امر مىكرد. بخارى در حديث شماره 3612 از «خباببن ارت» نقل مىكند:
به رسول خدا شكوه كرديم، در حالىكه آن حضرت در سايه كعبه بر عباى خويش آرميده و در حال استراحت بود. گفتيم: «آيا ما را يارى نمىكنى، براى ما دعا نمىكنى»؟ آن حضرت فرمود: «پيش از شما، افراد را دستگير مىكردند و چالهاى حفر مىكردند و او را در چاله مىافكندند. سپس با اره، سرش را به دو نيم مىكردند و با كشيدن شانه آهنين به پيكرش، گوشت و استخوان او را متلاشى مىساختند. اما او دست از دين خويش برنمىداشت. به خدا سوگند! اسلام به سرانجام مىرسد و روزى فرا مىرسد كه فردى سواره، بدون آنكه از كسى غيرخدا بيم داشته باشد، از صنعا تا حضرموت را طى مىكند و گرگ كنار گوسفند است و آسيبى به گوسفند نمىرساند. اما شما شتابزدهايد و مىخواهيد هرچه زودتر به نتيجه دلخواه برسيد».
اصحاب، اينگونه از حالات رسولخدا(ص) آموختهاند. هنگامى كه در زمان پيامبر(ص) مدينه دچار قحطى شد، هيچيك از صحابه اقدام به دعا نكرد تا خشكسالى از بين برود و هيچيك از صحابه نيز به خود جرئت نداد تا اين موضوع را از پيامبر(ص) درخواست كند. اما وقتى خداوند توكل و صبر آنان را بر بلا ديد، مردى از اعراب را فرستاد تا وارد صفوف مسلمانان در مسجد