267 شود. اعرابى در حالىكه رسولخدا(ص) بر فراز منبر بود، فرياد برآورد كه اى رسول خدا! براى امت خودت درخواست باران كن. هنوز رسول خدا دستان مبارك خود را از حالت دعا برنگردانده بود كه خداوند بارانى فراوان بر آنان فروفرستاد. بنابراين در ابتدا نه پيامبر(ص) براى برطرف شدن خشكسالى دعا كرد و نه هيچيك از صحابه به خود اين جسارت را دادند تا از پيامبرخدا اين موضوع را تقاضا كنند. با اين مثال، ادعاى كسانى كه مدعىاند كه بزرگان صحابه و تابعان اينگونه توسل نجستهاند، نقض مىشود.
همانگونه كه گفتيم براى ما عملكرد يك تن از صحابه در خصوص توسل نيز كافى است تا روشن شود كه بسيارى از آنان اينگونه توسل مىجستهاند. انكاركننده اين موضوع نيز بىدليل سرسختى مىورزد. به گفته شاعر:
كَناطِحِ صَخْرةٍ يَوماً لِيُوهِنُها
فَلَم يَضُّرَها وَ أوهَى قَرنَه الوَعلُ 1
درخواست باران عمر بهوسيله عباس نيز دليلى بر منع توسل به پيامبر در زمان رحلت ايشان نيست؛ زيرا دليل اين كار عمر، توسل بلالبن حارث به پيامبر(ص) بود؛ چراكه بلال پيامبر را در خواب ديد و با اينكه رسولخدا(ص) در مرقد شريفش آرميده بود، از او درخواست باران كرد. آن حضرت در خواب به وى فرمود: «نزد عمر برو و به او بگو كه سيراب خواهيد شد و به او بگو كه به سراغ خردمند زيرك (عباس) برو».
در روايتى ديگر آمده است كه پيامبر فرمود: «من براى تو فرد خردمندى