143مسائل را با يكديگر خلط كردهاند؛ چنانكه پيش از اينان نيز منكران و طغيانگران چنين مىكردند.
بنابراين حسنه دو نوع است؛ حسنه سببى و حسنه مسببى. يك نوع، حسنه حقه و نوع ديگر، حسنه حقيقيه است كه بايد آن را بهدست آورد. بنابراين حسنه مسببى، مطلق است؛ اما حسنه سبيى، مقيد است كه بايد آن را بهدست آورد. همچنين سيئه به دو نوع سببى و مسببى تقسيم مىشود. كسى كه از آگاهى و رشد فكرى برخوردار باشد، اين واقعيت را درك مىكند. اما انسان نادان به گمراهى مىافتد و از حقيقت فاصله مىگيرد.
بر اين اساس، حسنهاى كه از جانب رسول خداست، مانند خير و بركت، همه از آثار رحمت الهىاند. خداوند در قرآن كريم مىفرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يُبٰايِعُونَكَ إِنَّمٰا يُبٰايِعُونَ اللّٰهَ يَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ 1 و نيز مىفرمايد: وَ مٰا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ رَمىٰ . 2
هر چند در هر دو آيه، شخص بيعت شده و پرتابكننده خاك و سنگ
به صورت كفار، همان رسول خداست، اما در واقع، چنين بيعتى، بيعت با خدا، و پرتابكننده واقعى خداوند است. اما پيامبر نيز كه جانشين خداوند است، حقيقت بيعت و پرتاب را با عمل خويش به عرصه ظهور مىرساند. بدينسان، چگونه توسل و تقرب به درگاه خداوند، بهوسيله پيامبرى كه چنين مظهر اراده الهى است، جايز نباشد؟
خداوند، سيئه را به خود كفار برمىگرداند تا آنها را سرزنش كند و به