63فشار در گروههاى انسانى، عضو را به پيروى وادار مىكند و باعث مىشود تا هرچه سريعتر خود را با گروه همراه كند و كمتر در جهت خلاف گروه حركت كند. اين فشار را فشار همنوايى مىنامند كه تحقيقات زيادى درباره تأثير آن بر رفتارهاى انسانى انجام شده است. آنچه در اين تحقيقات مطرح است استقرار، شكلگيرى و استفاده از «هنجارها» است كه همواره ميان اعضاى يك گروه مورد توجه است. افزون بر اين، براساس «تئورى تعادل» قضاوت اعضاى گروه درباره رفتار و شخصيت ما بر نگرش ما تأثير مىگذارد و عقايد و رفتار ما را به شدت تحت تأثير قرار مىدهد. 1
«شاختر» يكى از پژوهشگرانى است كه فشار گروه بر اعضاى گروه را چنين بيان مىكند:
هنگامى كه فردى از هنجارهاى گروه تخلف مىكند، هريك از اعضاى گروه سعى مىكنند تا چيزى به او بگويند و او را در جهت خواستههاى گروهى راهبر شوند و نگذارند كه او بيشتر از اين، از خواستههاى گروه فاصله بگيرد. 2
تحقيقات نشان مىدهد اعضاى گروه تحت فشار گروه، با گروه همراهى مىكنند؛ حتى اگر اين همراهى به معناى مقابله با اطلاعات برگرفته از حواس و يافتههاى خودشان باشد. گفتنى است حتى گروههاى اتفاقى (افرادى كه قبلاً همديگر را نديدهاند) نفوذى قوى دارند. طبيعى است اين تأثير در گروههاى اوليه مانند خانواده يا گروه كار، بيشتر خواهد بود. 3
البته همنوايى گروهى در همه گروهها يكسان نيست. بلكه شدت و ضعف دارد. اعضا در هيچ گروهى، به يگانگى و سازگارى كامل دست نمىيابند. هرچه گروه، بزرگتر باشد، امكان يگانگى بين اعضاى آن كمتر مىشود. اين پيوستگى يا افتراق،