62اين هنجارها، افزون بر هدفمند بودن و ايجاد همبستگى متقابل در گروه، داراى دو ويژگى مىباشند:
يك - روابطى ساختار يافته دارند؛ يعنى نقشها، قواعد و هنجارهايى ايجاد مىكنند كه ارتباط افراد را تحت كنترل خود در مىآورند؛
دو - اثرگذارى متقابل دارند؛ يعنى افراد تأثير متقابلى بر يكديگر مىگذارند. 1
هر اندازه پيوند و انسجام گروه بيشتر باشد، نه تنها اعضاى كمترى مقابل هنجارهاى گروهى مقاومت مىكنند، بلكه مقابل هنجارشكنان و كسانى كه مىخواهند تا ارزش و باورهاى فردى خود را در گروه بهكار گيرند، واكنش نشان مىدهند. 2
دوم - فشار گروه
فشار گروه، همان فضاى عمومى گروه است كه اعضا را در جريان انجام دادن كارى با گروه همراه مىكند. اين فشار و همراهى با جمع است كه تصميمگيرى را براى اعضا راحتتر، ابهام را از آنها دور و انجام دادن كارها را آسانتر مىكند.
اگر انسان بخواهد به تنهايى كارى را انجام دهد، شايد براى او دشوار باشد. ولى همراهى با جمع، انگيزههاى او را افزايش مىدهد. او از جمع روحيه مىگيرد و براى ادامه راه تشويق مىشود. عضويت در گروه و حضور كنار ساير اعضا و انجام دادن كار بهصورت دستهجمعى، سبب مىشود هنجارها و برنامههاى گروه به مسئله و دغدغه اعضا تبديل شود. تغيير نگرش نيز در همين فضا انجام مىشود؛ براى مثال تهجد در حج به مراتب آسانتر از زمانى است كه فرد بخواهد به تنهايى آن را انجام دهد. تكرار اين عمل در گروه، زمينه تربيت فردى را فراهم مىكند تا خارج از گروه نيز به اين هنجار پايبند باشد.