64مفهومى به نام پوياى گروهى را رقم مىزند كه از نظر دستيابى به آثار مثبت كار گروهى، از ارزش والايى برخوردار است.
سوم - همنوايى رفتارى
يكى از نظراتى كه درباره تأثير و جايگاه همانندى دو سوى هر ارتباط بر ارتباط ميانفردى مطرح شده است، نظريه تعادل 1 هايدر است. او معتقد است كه هر انسانى به يك تعادل روانى نيازمند است. در واقع انسان مىخواهد باور، نگرش و ارزشهاى او با ديگران سازگار باشد. از اينرو، مىكوشد از نظر رفتارى با ديگران در وضعيت تعادل قرار گيرد. حتى اگر زمانى اين تعادل وجود نداشته باشد، انسان مىكوشد تا آن را پديد آورد. 2 البته اين نظريه عموميت ندارد از اينرو انسان هميشه به دنبال هماهنگ شدن با جمع نمىباشد. در نتيجه، افرادى هستند كه تحت تأثير جمع قرار نمىگيرند. بلكه درصدد اصلاح و تغيير آن برمىآيند.
يكى از ويژگىهاى انسان اين است كه به واكنشها و عقايد ديگران حساس است. اين موضوع، كاركرد خود را در فعاليتهاى گروهى بيشتر نشان مىدهد. در واقع، وابستگى فرد به يك گروه، او را در رابطه با ديگران حساس مىكند؛ تا جايى كه بخش عمدهاى از واقعيت، از اين طريق براى او تعيين مىشود. افزون بر اين، حركت گروهى دليلى براى ايجاد يكپارچگى ميان اعضاى گروه است. 3
در واقع، انسان ابتدا سعى مىكند تا طرف مقابل را با خود همرأى كند و اگر چنين