72رسالت خود را در وجود چه كسى قرار دهد. تو و پدرت مبغوضترين افراد نزد من بوديد. ولى اينك تو محبوبترين انسان نزد منى! 1
اظهار ادب برابر فقرا
روزى امام حسين (عليه السلام ) از جايى عبور مىكرد. چند فقير را ديد كه روى خاك نشستهاند و تكههاى خشك نانى را مىخورند. آنان وقتى كه امام حسين (عليه السلام ) را ديدند، گفتند: «اى پسر رسولخدا! بفرما از اين غذا بخور».
امام حسين (عليه السلام ) نزد آنان آمد و با كمال ادب كنارشان نشست و همراه آنان، نانخورد. سپس اين آيه را تلاوت كرد: ( إِنَّهُ لاٰ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ ) ؛ «همانا خداوند متكبران را دوست ندارد». (نحل: 23)
سپس به آنان فرمود: «من دعوت شما را پذيرفتم. اكنون نوبت شماست كه دعوت مرا بپذيريد. شما را براى نهار به خانهام دعوت مىكنم». 2
امام سجاد (عليه السلام ) وفرد ناسزاگو
يكى از خويشان امام سجاد نزد حضرت آمد و سخنان تند و ناسزا به ايشان گفت. امام سكوت كرد، تا او رفت. در اين هنگام، امام به حاضران فرمود: «شنيديد اين مرد چگونه با من رفتار كرد. اكنون دوست دارم همراه من بياييد تا نزد او برويم و پاسخ مرا بشنويد».
امام سجاد (عليه السلام ) حركت كرد و در راه اين آيه را مىخواند: ( وَ الْكٰاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعٰافِينَ عَنِ النّٰاسِ وَ اللّٰهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ) (آلعمران: 134)
همراهان كه نخست گمان ديگرى داشتند، از شنيدن آيه فهميدند امام براى انتقام نمىرود. امام به خانه مرد ناسزاگو رسيد و او را صدا زد. او به گمان آنكه امام براى تلافى آمده است، خود را آماده ستيز ساخت و بيرون آمد. امام فرمود: «برادرم! ساعتى