50بنابر اين ادب همان تربيت و به معناى مصدرى آن، يعنى ادب كردن است.
2. به معناى اسم مصدر، يعنى نتيجه تربيت: «مجمع البحرين» مىگويد: 1 «ادب كردم او را، از باب ضَرَبَ، يضرِبُ، يعنى به او رياضت نفس و مكارم اخلاق آموزش دادم».
صاحب مجمع البحرين به اين حديث على (عليه السلام ) استناد مىكند: «
خَيرُ ماوَرَثَ الآباء لأبنائهم الأدب » 2؛ «بهترين چيزى كه پدران براى فرزندان خود به جاى مىگذارند، ادب است».
3. مجازات: فرد خطاكار بهعلت ارتكاب بعضى از گناهان كه حد شرعى ندارد، ادب مىشود. امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
آكِلُ الميته وَالدَّم وَلَحمِ الخنزير عليهم أدَبٌ فَاِن عادَ ادِّبَ... . 3
كسى كه مردار و خون و گوشت خوك بخورد، ادب (مجازات) مىشود. اگر دوباره مرتكب شود، مجازات مىشود و اگر باز هم مرتكب شود، مجازات مىشود.
در اين معنا به مجازاتى كه مقابل خطا اعمال مىشود، ادب گفته مىشود.
4. صفتى اخلاقى و روحى: اين معنا با همان گفتوگوى ميان مردم تناسب دارد كه مىگويند: «فلانى با ادب، يا بىادب است»؛ چنانكه اميرمؤمنان (عليه السلام ) فرمود: «
الاَدَبُ احَسنُ سَجيّةٍ »؛ «ادب بهترين ويژگى اخلاقى و صفت انسانى است».
«فضيلبنيسار» مىگويد از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم كه فرمود:
انَّ اللهَ عزَّوجلَّ أدَّب نَبيَّه فَاَحْسَنَ ادَبَه فَلَمّا كَمُلَ لَه الاَدبُ قالَ انّكَ لَعَلى خلق عَظيم. 4
خداوند عزوجل پيامبرش را ادب كرد و نيكو ادب كرد. وقتى ادب او كامل شد، به او فرمود: «تو اخلاق عظيم و برجستهاى دارى».