49
فصل دوم: رعايت ادب
درآمد
ادب اجتماعى، محبت ميان افراد جامعه را محكم مىكند. آدميان همواره براى افراد با ادب، احترام ويژهاى قائلاند. انسان در روابط اجتماعى خود با افرادى روبهرو مىشود كه پس از ساعتها گفتوگو و همنشينى، حتى يك كلام يا رفتار ناشايست از آنان نمىبيند و مايل است مدتها با آنها همنشين باشد. برعكس، افرادى نيز هستند كه سخن و رفتارشان، نشاندهنده بىبهره بودن آنها از ادب است؛ بهگونهاى كه انسان حاضر نيست حتى يك لحظه هم به چهره آنها بنگرد. اين مسئله نشان مىدهد كه انسان با ادب، محبوب است و بىادب، چه بخواهد و چه نخواهد، مورد نفرت ديگران است.
واژهشناسى ادب
ادب در لغت معانى مختلفى دارد كه به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
1. تربيت: براساس اين معنا ادب، انسانرا بهسوى امور پسنديده مىكشاند و او را از امور زشت بازمىدارد. «ابن منظور» در «لسان العرب» مىنويسد: «ادب چيزى است كه بهوسيله آن مربى متربيان را تربيت مىكند. اين عمل ادب ناميده مىشود؛ چون مردم بهسوى امور پسنديده تربيت مىشوند و از زشتىها نهى مىگردند». 1