176مملو از جمعيت مسلمانان و قريش بود. ابتدا طواف كعبه را انجام داد و سپس، داخل كعبه شد. پس از توقف كوتاهى بازگشت. ميان در كعبه مقابل مردم ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود: «اى قريشيان! گمان مىكنيد كه من دربارۀ شما چه خواهم كرد؟» پاسخ دادند: «خير و خوبى». سهيل بن عمرو گفت: «ما درباره شما خير مىگوييم و به شما گمان خير داريم؛ چرا كه برادر كريم ما و پسر برادر كريم ما هستى كه امروز، سلطه و قدرت بهدست آوردهاى». 1
ناگاه صداى گرم و نافذ رهبر اسلام، سكوت مسجد را شكست و فرمود: «
اذهبوا فانتم الطلقاء » 2؛ «برويد كه همۀ شما آزاديد».
اين سخن كوتاه، طوفان عظيمى برپا كرد؛ طوفانى از شور و هيجان، و جود و نشاط. به جاى آنكه دستور انتقام بدهد، فرمان عفو عمومى داد. قريشيان نگران را در آغوش يكديگر افكند و سيل اشك شوق جارى كرد. با عفو پيشواى اسلام، گويى حيات تازهاى بهدست آوردند و زندگى را دوباره از سر گرفتند.
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) ، آن روز قدرت انتقام داشت و مىتوانست رفتارهاى ناپسند قريش را تلافى، و آنان را مجازات كند؛ اما آنها را با بزرگوارى و كرامت اخلاق بخشود و از كيفرشان چشم پوشيد. اين عمل انسانى، از طرفى قريش را مديون رسولخدا (صلى الله عليه و آله ) كرد و از اين راه، پيروزى تازهاى نصيب آن حضرت شد. از طرف ديگر، در دل مسلمانان نيز اثرى عميقگذارد و آنان را بيش از پيش به رهبر خود دلبسته و علاقهمند ساخت.
بنابراين عفو و بخشايش بجا و شايسته، نشانۀ فضيلت اخلاقى و كرامت نفس است و به آدمى عزّت و حس محبوببودن مىبخشد. توجه به اين آثار مىتواند در پيدايش روحيۀ عفو و گذشت مؤثر باشد.