162آزار مىرساند و او براى اينكه به آنها آسيبى نرسد، از حق خود مىگذرد. 1
همانطور كه ملاحظه مىشود، در هر دو تقسيم، مواردى وجود دارد كه نشان مىدهد انگيزۀ عفو و گذشت، انگيزهاى الهى نيست يا اينكه عفو و گذشت، باعث جسارت بيشتر فرد خطاكار مىشود يا موضوع خطا، چيزى است كه بخشودنى نيست. در اين موارد نمىتوان گفت كه عفو، ارزش اخلاقى دارد؛ بلكه در اينجا استيفاى حق، حيات بخشيدن به جامعه است؛ همانطوركه قرآن كريم مىفرمايد: ( وَ لَكُمْ فِي الْقِصٰاصِ حَيٰاةٌ يٰا أُولِي الْأَلْبٰابِ ) ؛ «و قصاص، براى شما مايه حيات [و امنيت] است، اى صاحبان خرد». (بقره:179)
اسوههاى گذشت
1. عفو مخالفان
الف) پس از جنگ حنين، غنايم فراوانى بهدست مسلمانان رسيد. رسولخدا (صلى الله عليه و آله ) ، از سكههاى غنيمتى كه روى لباس بلال ريخته بود، برمىداشت و ميان مردم تقسيم مىكرد. در اين حال، ذوالخُويصره - مردى از خاندان بنىتميم - آمد و گفت: «اى فرستادۀ خدا! عدالت را در تقسيم اموال رعايت كن». پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود: «واى بر تو! اگر من دادگرى نكنم، چه كسى دادگرى مىكند؟ در گفتن اين سخن زيان كردى».
يكى از اصحاب برخاست كه او را به سبب اين جسارت، گردن بزند. پيامبر (صلى الله عليه و آله ) مانع شد و فرمود: «پناه بر خدا از اينكه مردم بگويند محمد، اصحاب خود را مىكشد. آنگاه او را بخشود». 2
ابوسعيد خدرى مىگويد:
من آن روز كنار پيامبر بودم. حضرت فرمود: «ذوالخويصره را رها كنيد؛ زيرا