161نخواهد داشت؛ به قول شاعر:
در كف شير نر خونخوارهاى
غير تسليم و رضاكو چارهاى؟
2. شخص، قدرت احقاق حق و انتقام دارد، ولى از آنجا كه اين كار موجب زحمت و درگيرى مىشود و او شخص راحتخواه و عافيتطلبى است، از طلب حق خود مىگذرد. 3. شخص، قدرت احقاق حق دارد و راحتطلب هم نيست، ولى فقط با انگيزۀ الهى و براى رضايت حق دست از انتقام برمىدارد.
با تقسيمبندى ديگرى نيز، مىتوان عفو و گذشت را ارزشگذارى كرد:
1. شخص، فقط براى خودسازى دست از انتقام برمىدارد؛ براى آنكه تحمل سختىها را تمرين كند و به كمال صبر و مقاومت دست يابد. زود عصبانى نمىشود و در اين ميدان، ضعف او به قوّت و تحمل و خوددارى مبدل مىشود تا در امر دنيا و آخرت موفق باشد.
2. عفو و گذشت، جنبۀ تاكتيكى دارد؛ يعنى از آنجا كه اوضاع انتقامگيرى و قصاص مناسب نيست، بايد منتظر روزى بود كه دشمن، ضعيف يا خود او قوى شود و بتواند انتقام بگيرد. پس در چنين وضعى از انتقام مىگذرد تا در وضعيتى مناسبتر اقدام كند.
3. گاه عفو و گذشت، به سبب تربيت فرد خطاكار است. شخص براى هميشه از انتقام خطاكار درمىگذرد تا فرد خطاكار را از ارتكاب دوبارۀ اين عمل زشت باز دارد؛ زيرا كسانى كه در كمال قدرت از مجازات شخص زيردست مىگذرند، او را به صورت طبيعى تحت تأثير قرار مىدهند و وجدان اخلاقى او را بيدار مىكنند.
4. عفو و گذشت، براى تأمين مصالح مسلمانان ديگر صورت گيرد؛ براى مثال اگر شخص بخواهد از دشمن انتقام بگيرد، دشمن به بستگان، همكيشان و ساير مسلمانان