74در چنين صحن و سرايى براى من محبوبتر است» . 1
فصل سوم در مورد پيشگويى امام جواد (ع) از شهادت خود مىباشد كه با نقل رواياتى در اين زمينه ادامه پيدا كرده است.
فصل چهارم در مورد وصيتهاى حضرت جواد الائمه (ع) است.
فصل پنجم نيز به چگونگى شهادت آن بزرگوار اختصاص يافته است. از مسعودى چنين نقل شده است كه از روزى كه حضرت جواد (ع) وارد بغداد شد، معتصم عباسى و جعفر بن مأمون حيلههاى گوناگونى براى از ميان برداشتن آن حضرت به كار بستند. 2
و در نقلى ديگر از مسعودى چنين بيان شده است:
همواره معتصم و جعفر بن مأمون براى كشتن حضرت جواد تدبير مىنمودند و حيلهها به كار مىبردند تا روزى كه جعفر با خواهر تنى خود امالفضل در اين زمينه صحبت كرد؛ چون مىدانست كه ام الفضل با اينكه به شدّت به حضرت جواد (ع) علاقهمند بود، اما به خاطر اظهار علاقه حضرت جواد به مادر امام هادى (ع) و نيز به اين دليل كه خودش از امام جواد فرزندى نداشت، از او روىگردان شده بود. پس امالفضل به خواسته برادرش پاسخ مثبت داد و انگور رازقى را كه حضرت دوست مىداشت، مسموم نمود و به آن حضرت خوراند؛ اما پس از آنكه حضرت تناول نمود، امالفضل از كرده خود پشيمان شد و گريست. امام فرمود: «چرا گريه مىكنى؟ به خدا سوگند گرفتار فقرى خواهى شد كه قابل حلّ نباشد و به دردى