107مردم گفتند: «ما گواهى مىدهيم كه تو ابلاغ فرمودى و از پند گفتن ما و كوشش در راه وظيفهات، دريغ نفرمودى. خداى به تو پاداش نيكو عطا فرمايد!» فرمود: «آيا نه اين است كه شماها به يگانگى خداوند و بندگى و فرستادگى محمد(ص) گواهى مىدهيد و اينكه بهشت و دوزخ و مرگ و قيامت، ترديدناپذير است و اينكه مردگان را خدا برمىانگيزاند و اينها همه راست، و باور شماست؟» همه گفتند: «آرى به اين حقايق گواهى مىدهيم». پيغمبر(ص) فرمود: «خداوندا گواه باش!»
آن حضرت با تأكيد و مبالغۀ در توجه و شنوايى مردم و اقرار دوباره آنان به اينكه سخنان او را شنيدهاند، چنين فرمود:
همانا من در انتقال به سراى ديگر و رسيدن به كنار حوض، بر شما سبقت خواهم گرفت و شما در كنار حوض بر من وارد مىشويد. پهناى حوض همانند مسافت صنعاء و بصرى 1 است و در آن به شمارۀ ستارگان، قدحها و جامهاى سيمين هست. بينديشيد و مواظب باشيد كه پس از درگذشتن من با دو چيز گرانبها و ارجمند كه آنها را نزد شما مىگذارم، چگونه رفتار مىكنيد. يكى از ميان مردم بانگ برآورد كه يا رسول الله آن دو چيز گرانبها و ارجمند چيست؟ فرمود: آن چيز بزرگتر، كتاب خداست كه يك سويش را خداوند در دست دارد و سوى ديگرش در دست شماست (كنايه از اينكه كتاب خدا وسيلۀ ارتباط بندگان با خداوند است). بنابراين، آن را استوار بگيريد و از دست ندهيد تا گمراه نشويد و
آن چيز كوچكتر، عترت من (اهل بيت من) است و همانا خداى مهربان و دانا مرا آگاه فرمود كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا كنار حوض بر من وارد شوند و من اين (جدايىناپذيرى كتاب و عترت) را از پروردگار خود درخواست كردهام. بنابراين، بر آن دو پيشى نگيريد و از پيروى از آن دو باز نايستيد و كوتاهى نكنيد تا هلاك نشويد؛ سپس دست على راگرفت و او را بلند كرد؛ چنانكه سفيدى زير بغل هر دوى آنان نمايان شد و مردم او را ديدند و شناختند و فرمود: «اى مردم كيست كه بر اهل ايمان از خود آنان