101مردى از على(ع) پرسيد با وجود عمويت عباس، چرا تو كه پسرعموى پيامبرى وارث او شدى و عمويت وارث آن حضرت نشد؟ آن حضرت ماجراى حديث يوم الانذار را باز گفت كه در آن، پيامبر او را برادر و وارث خود خوانده و به خويشانش شناسانده است. على(ع) مىفرمايد: «به اين دليل من وارث پسرعموى خود شدم و عمويم وارث او نشد».
پنج- قرار گرفتن عناوين وصى (در برخى نقلها، وارث)، وزير و خليفه كنار هم در حديث يومالانذار، بيانگر استقلال اين عناوين از يكديگر است؛ بنابر اينكه اصل در اخذ عنوان، موضوعيت است نه طريقيت، پس نمىتوان خليفه را به معناى وصى و وزير به كار برد. بنابر نكات پنجگانه، اين حديث آشكارا حضرت على(ع) را جانشين پيامبر(ص) مىخواند و پيامبر نيز از آغاز بعثت به جانشين خود توجه كرد و او را به ديگران شناساند.
ه) شبهاتى درباره حديث
1. فضلبن روزبهان گفته است استدلال به اين حديث متوقف بر وجود كلمۀ «خليفتى» در آن است، اما اين كلمه در مسند احمد نيامده و شيعيان آن را به حديث افزودهاند. 1
پاسخ: اين ادعا گزاف و از واقعيت دور است؛ زيرا حديث ياد شده در مسند احمد جلد يكم، صفحه 111 آمده است.
2. ابنتيميه به تكذيب اين حديث پرداخته و گفته است: «هيچ حديثشناسى نيست، مگر اين كه به دروغ بودن چنين حديثى باور دارد و از همين روى، هيچ كس آن را در كتب روايى نقل نكرده است و هر كس اندك معرفتى در زمينه شناخت حديث
داشته باشد، اين حديث را كذب خواهد شمرد» 2.
پاسخ: گويى ابنتيميه نتوانسته به دلالت آشكار اين حديث بر خلافت بىواسطه على(ع) پاسخ دهد و از اينرو، به انكارش پرداخته و چنين روش غير منصفانهاى در پيش گرفته و به علماى تسنن و شيعه تاخته است. اما آيا احمدبن حنبل، به رغم