62بايد افضل و از مقام عصمت بهرهمند باشد. از آنجاكه عصمت از صفات درونى است و كسى جز خدا از آن آگاهى ندارد، امام بايد منصوص خداوند باشد.
اهل سنت هيچيك از آن دو صفت را لازم نمىدانند. 1 البته مشهور اهل سنت، افضليت را در موردى كه قوام امامت و رهبرى به آن وابسته است، پذيرفتهاند؛ اما از آنجا كه صفات مهمى همچون عدالت، شجاعت، علم، پارسايى و صفاتى از اين دست را در قوام امامت و رهبرى دخيل نمىدانند، اين قيد در طول تاريخ و در عمل، به نفى افضليت منتهى گرديد، و رهبرى امت اسلامى تا در حدّ رهبرى سياسى در امور دنيوى، تنزل يافت. همچنين برخى از آنان تعيين افضل را به نبود فتنه و هرج و مرج مقيد كردهاند. اين قيد نيز در عمل، به همان نتيجه رسيد. 2
افضليتى كه اماميه شرط امام مىداند، بيشتر به لحاظ صفات و كمالاتى است كه در رهبرى مردم در امور دينى و دنيوى مؤثر است؛ صفاتى همچون علم، شجاعت، عدالت، پارسايى و مانند آنها. اين افضليت به معناى قرب به خداوند و استحقاق ثواب نيز است. دليل آنان بر واجب بودن شرط افضليت، ناروا و قبيح بودن تقديم مفضول بر فاضل، و محال بودن فعل قبيح از خداى متعال است. 3
از آنجاكه عصمت از مهمترين صفاتى است كه اماميه براى امام لازم دانسته است، دلايل عقلى و نقلى بسيارى براى اثبات آن، اقامه كرده است. علامه حلى رحمه الله در كتاب «الالفين» - كه به همين منظور نگاشته شده است - 1038 دليل بر آن اقامه كرده است و در پايان يادآور شده كه اينها پارهاى از ادله لزوم عصمت امام (ع) است. 4