339ذكر كرده اين نيست كه وى در هر مصدر از روى يك نسخه خاص كه با قرائت و سماع يا لااقل مناوله در طول اعصار و قرون دست به دست گشته و تأييد مشايخ طائفه را به دنبال داشته نقل مىكند، بلكه طرق وى به مرويات شيخ طوسى، طرقى است بر اساس اجازه عامه- چنانچه در حال حاضر هم اجازه مشايخ طايفه همچون شيخ آقا بزرگ طهرانى همين گونه است- و هيچ لزومى ندارد كه همراه اين اجازه، كتابى هم بين استاد و شاگرد رد و بدل شده باشد، بنابراين، براى اثبات صحت نسخه كتب بايد به روشهاى ديگر توسل جست» 1
در پاسخ به اين اشكال به نظر مىرسد هر چند اصل اين سخن صحيح است و لزوماً تبادل كتابى نمىشده است و به صرف طريق نمىتوان نسخه در دست آن نويسنده را تصحيح كرد اما تمام اعتماد به طريق ياد شده ايشان نيست. بلكه آنچه سهم فراوانى در اطمينانبخشى دارد دقت و سختگيرى بسيار ايشان در پذيرش كتابهاست. شيخ حرّ عاملى خود دانشمندى بزرگ در عرصه نقد كتاب است و تا سند كتابى اثبات نشود از آن نقل نمىكند 2، وى كتابهايى را كنار مىگذارد كه علامه مجلسى و محدث نورى