307نزد عايشه رفتم، گفتم: اى دختر ابوبكر كارت به آنجا رسيده است كه رسول خدا را اذيت مىكنى؟! گفت: اى پسر خطاب! تو با من چه كار دارى؟ به فكر مشكلات دختر خودت باش! سپس نزد حفصه رفتم و گفتم: چرا پيامبر خدا را اذيت مىكنى؟ به خدا سوگند خودت مىدانى كه رسول خدا (ص) تو را دوست ندارد و اگر من نبودم، تو را طلاق مىداد. 1
اينكه عايشه و حفصه، پيامبر (ص) را آزار مىدادند، مصداق اين آيه از قرآن كريم است كه خداوند مىفرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ فِي الدُّنْيٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذٰاباً مُهِيناً ؛ (احزاب: 57)
آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مىدهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركنندهاى آماده كرده است.
ترويج رسمى سب و لعن و تكفير توسط بنى اميه
اسلام، سب و شتم و ناپاكيزگى در كلام را نهى كرده است، اما بنىاميه - نخستين گروه سياسى حاكم - با پرچمدارى معاويه در اقدامى رسمى و علنى به سب و لعن على (ع) و خاندانش دستور داد. امروزه نيز برخى مسلمانان ديگران را سب، شتم و يا لعنِ با نام و نشان و حتى تكفير مىكنند.
بهنظر مىرسد پيشينه اين رفتار به گذشتههاى دور برمىگردد و در سدههاى پيشين نيز مدعيان حكومت و انديشههاى مذهبى چنين مىكردند. از نخستين حركتهاى