306زنان پيامبر، زينب دختر جحش، همسر پيامبر را به نزد آن حضرت فرستادند ... او گفت: اى رسول خدا! همسران تو مرا فرستادهاند و از تو مىخواهند كه درباره عايشه عدالت را اجرا كنى! و سپس به من دشنام داد . و مدتى طولانى چنين كرد.
17. عدم واكنش عايشه به دشنام به اميرمؤمنان (ع) :
عن عَطَاءِبن يسَارٍ قال جاء رَجُلٌ فَوَقَعَ في علي وفي عَمَّارٍ رضي الله عنهما عِنْدَ عَائِشَة فقالت أَمَّا علي فَلَسْتُ قَائِلَة لك فيه شَيئاً واما عَمَّارٌ فإني سمعت رَسُولَ الله (ص) يقول لاَ يخَيرُ بين أَمْرَينِ الا اخْتَارَ أَرْشَدَهُمَا؛ 1
از عطاءبن يسار روايت شده است كه شخصى آمد و در نزد عايشه به على (ع) و عمار دشنام داد؛ پس عايشه گفت: اما درباره على چيزى به تو نمىگويم؛ اما درباره عمار از رسول خدا (ص) شنيدم كه مىفرمود: وى اگر در بين دو كار مخير شود، بهترين آنها را انتخاب مىكند.
18. پس از ماجراى حكميت، «ابو موسى اشعرى» به «عمروعاص» گفت:
«لعنك الله فان مثلك كمثل الكلب. إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث. قال عمرو: لعنك الله فان مثلك كمثل الحمار يحمل أسفاراً»؛ 2
خداوند تو را لعنت كند، تو مانند سگى مىمانى كه اگر تحت فشار قرار گيرد، زبان از كام درآورد و اگر رهايش كنى زبان از كام درآورد. عمرو گفت: خدا تو را لعنت كند، تو مانند الاغى هستى كه كتابها را حمل مىكنى. 3
19. آزار و اذيت رسول خدا (ص) توسط عايشه و حفصه.
«مسلم نيشابورى» به نقل از «عمربن خطاب» مىنويسد كه عايشه و حفصه با اتحاد با يكديگر عليه رسول خدا (ص) آن حضرت را اذيت مىكردند: