308هدفمند در تخريب رقيب، شيوه بنىاميه در ترويج سب و لعن آل ابىطالب (ع) بوده است. گروههاى ديگر نيز هر كدام با توجه به گرايشهاى خود، در برابر حركت بنىأميه واكنشهايى نشان مىدادند. «كيسانيه» يكى از همين گروههاست كه با پيكان حملات زبانى، دو خليفه اول و دوم را نشانه رفت.
بررسىها نشان مىدهد بنىاميه كه نظامى حاكم و كيسانيه كه جنبشى سياسى مذهبى بود، به گسترش سب، شتم و لعنِ با نام و نشان دامن زدهاند. «بنىعباس» نيز كه ميراثخوار كيسانيه بودهاند، تا پيش از به قدرت رسيدن، در ترويج آن كوشيدهاند.
معاويه براى رسيدن به قدرت و تهييج افكار عمومى، سب، لعن و تكفير مخالفان خود را رواج داد. در مفاد پيمان صلحِ امام حسن (ع) و معاويه، بندى گنجانده شده بود مبنى بر اينكه معاويه از سب و لعن على (ع) و شيعيانش بپرهيزد. اين مسئله بىشك نشاندهنده نقش معاويه و پيشدستى وى در ترويج سب و لعن و نهادينه كردن آن در ميان مسلمانان حتى در زمان على (ع) است.
«ابنابىالحديد» از «ابوجعفر اسكافى»، شيخ معتزليان بغداد، سخنانى را در اينباره نقل مىكند كه بسيار گوياست. او درباره بنىاميه و نقش آنها در رواج دشنامگويى به على (ع) مىگويد كه آنها (بنىاميه) در مدت پادشاهى خود براى فراموش شدن نام على (ع) و فرزندانش و نيز فرونشاندن نور آنان و پنهان ساختن برترىها و خوبىها و پيشينه آنان و همچنين واداشتن مردم به ناسزاگويى و لعن ايشان بر منابر، از هيچ تلاشى فروگذار نكردند. 1
«ابنعساكر» (571 ه . ق) در گزارشى آورده است كه پيش از بنىاميه كسى جرئت بر زبان آوردن نام على (ع) را نداشت. برخى گزارشهاى مكرر تاريخى، گفته اسكافى را تأييد مىكند: 2