266«شكى نيست كه زنده بودن پيامبران پس از مرگ، امرى ثابت و روشن و جاودانه است و پيامبر ما چون برتر از همه پيامبران است، زندگى او پس از مرگ كاملتر از ديگر پيامبران خواهد بود». 1
دليل چهارم: وهابيان بر اين باورند كه افرادى كه از دنيا رفتهاند، عاجزند و توسل به آنها، باطل و شرك است.
پاسخ: بر فرض كه بپذيريم انبياى و اولياى خدا پس از مرگ از پاسخگويى عاجزند. با اين فرض نهايت چيزى كه مدعى مىتواند بگويد اين است كه توسل به فرد ناتوان، حتى اگر زنده باشد، خلاف عقل است، و معيار شرك نيست. حال، اگر فرد متوسل بر اين باور باشد كه كسى پيش خداوند آبرو دارد و مىتواند براى برآوردن نيازهايش واسطه شود يا درخواست او را به امر خداوند انجام دهد، در اين صورت توسل نه تنها شرك نيست، بلكه خلاف عقل نيز نيست و مسلمانان معتقدند كه پيامبران و اولياى الهى قادرند اما بدون استفاده از قدرت الهى نمىتوانند حاجات مردم را برآورده كنند؛ چون مؤثر اصلى خداوند است. حضرت عيسى (ع) نيز زنده كردن مردگان و شفايابى بيماران را به اجازه پروردگار مىداند و مىفرمايد:
أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتىٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ (آل عمران: 49)
من از گِل چيزى به شكل پرنده مىسازم. سپس در آن مىدمم و به اجازه خدا پرنده مىشود. كور مادرزاد و مبتلايان به بيمارى پيسى را به اذن خدا شفا مىدهم و مردگان را به فرمان خدا زنده مىكنم.
بنابراين، توسل مسلمانان به انبياء و اولياى الهى، به دليل استقلال آنها در برآوردن حاجت نيست. همچنان كه «سمهودى شافعى» مىگويد: