183بنىهاشم بود، فرمود: اى ابوفضل! برادرت عيالوار است و قحطى بر مردم هجوم آورده، بيا نزد او رويم و از عيالات او كم كنيم. من يكى از فرزندانش را انتخاب مىكنم، تو نيز يك نفر را انتخاب كن، تا با كفالت آن دو از خرجش بكاهيم. عباس اين پيشنهاد را پذيرفت و با پيامبر (ص) نزد ابوطالب (ع) رفتند و پيشنهاد خود را بازگو نمودند. ابوطالب (ع) عرض كرد: شما عقيل را نزد من بگذاريد و هركدام از فرزندانم را كه مىخواهيد با خود ببريد. رسول خدا (ص) على (ع) ، را انتخاب كرد و عباس، جعفر را برگرفت. على (ع) تا زمان بعثت پيامبر (ص) ، با آن حضرت بود و از او پيروى كرده و او را تصديق مىنمود. 1
2. آن روزها پيامبر اكرم (ص) به مسجدالحرام مىرفتند تا نماز بخوانند، على (ع) و خديجه نيز به دنبال ايشان مىرفتند و در برابر ديدگان مردم نماز مىخواندند و آن زمان جز اين سه تن، كسى نماز نمىخواند. 2
«عبادبن عبدالله» مىگويد:
از على (ع) شنيدم كه مىفرمود: من بنده خدا و برادر رسول خدا و صديق اكبرم؛ اين ادعا را كسى بعد از من، غير از دروغگو و افترا زننده، نمىكند، هفت سال، قبل از مردم با رسول خدا (ص) نماز گزاردم. 3
«ابنصباغ مالكى» و «ابنطلحه شافعى» و ديگران نقل مىكنند:
رسول خدا (ص) قبل از دعوت به رسالت خود، هرگاه مىخواست نماز بگزارد، به بيرون مكه، در ميان درهها مىرفت، تا مخفيانه نماز بخواند و على (ع) را نيز با خود مىبرد و هر دو با هم هر مقدار مىخواستند نماز مىگزاردند و باز مىگشتند. 4